نمازجمعه ۱۴ مهر ماه ۹۶

 

خطبه اول

ما اصولاً از جهتی دو نوع زندگی و حیات را می توانیم برای بشر متوصر شویم. با توجه به آیات قرآن کریم زندگی خبیث و پلید و زندگی طیب و پاکیزه. حیات طیبه و حیات خبیثه. یکی از فلسفه های مهم  امتحان و آزمایش پروردگار عالم برای انسان ها جدا شدن خبیث ها از طیب ها است. خداوند انسان ها را غربال می کند، مورد امتحان و آزمایش خودش قرار می دهد تا انسان های پاکیزه از انسان های ناپاک تفکیک بشوند، انسان هایی که زندگی طیب و پاکیزه دارند جدا بشوند از انسان هایی که زندگی پر از پلیدی و ناپاکی دارند. در کربلا و در نهضت عاشورای ابی عبدالله الحسین هم این آزمایش و این امتحان بسیار مهم و سخت و حساس انجام شد، حوادثی در نهضت ابی عبدالله و در عاشورا اتفاق افتاد و در کربلا که این حوادث خبیث ها را از پاک ها جدا کرد. حر می شود طیب و پاکیزه و کسانی مثل عمر سعد و عبیدالله و امثال ذلک با زندگی خباثت واری که دارند رفوزه ی این میدان می شوند و مردود از میدان کربلا می شوند. سفینه ی حسین و کشتی حسین بن علی یک ویژگی که دارد انسان ها را زودتر به ساحل نجات می رساند. سخنی از معصوم است که فرمود همه ی ما ائمه و معصومین کشتی نجات بشر هستیم اما کشتی حسین زودتر انسان را به ساحل می رساند و گستره ی بیشتری هم دارد. معمولاً انسان های طیب به دنبال انسان های طیب و پاکیزه هستند و انسان های خبیث و ناپاک هم می گردند همراهانی مثل خود پیدا کنند. این ها نشانگر این مسئله است که در نهضت عاشورا هم چنین بود که حسین بن علی خوبان را دور خود جمع کرد، پاکان را دور خود جمع کرد. لذا در شب عاشورا فرمود اصحابی بهتر از اصحاب من، باوفا تر از اصحاب من روی زمین پیدا نمی شود و خاندانی بهتر از خاندان من در روی زمین یافت نمی شود. از آن سمت حادثه ی عاشورا و واقعه ی کربلا آنچه انسان می بیند خباثت، جنایت، ظلم، ستم، بی ایمانی و لاابالی گری نسبت به دین است و لذا عبیدالله هم برای مدیریت صحنه ی جنایت در کربلا دنبال افراد خبیثی چون شبث ها، عمر سعد ها و امثال ذلک می گردد اما مغناطیس سید و سالار کربلا همه ی نیکان و پاکان عالم را در آن زمان دور خود جمع کرد و الآن هم چنین است، آورازه ی حسین بن علی و آن حرارتی که با قتل حسین بن علی و با شهادت ایشان به فرمایش رسول خدا (ص) در قلوب مؤمنین ایجاد کرد تا قیامت خاموش نمی شود و همچنان پاکان و نیکان و ارادتمندان حسین بن علی را دور خود جمع می کند. لذا نکاتی که از آیه ای شریفه ی « ضَرَبَ اللّه مثلاً کلمهً طیّبهً کشجرهٍ طیّبهٍ أصلُها ثابتٌوفرعُها فی سما» برداشت می کنیم اولاً بنیان مؤمن و اصل مؤمن باید ثابت باشد، تحت بادهای موسمی قرار نگیرد، مثل مردم کوفه پرچمی نباشند و هر روز زیر یک پرچمی جمع می شوند، از اول تا آخر عمر مؤمن زیر ولایت الله و ولایت پیغمبر و ائمه ی معصومین است تا لحظه ی مرگ. مؤمن ریشه دارد در اعماق جان خودش با محبت و عشق و ولایتی که به پروردگار عالم دارد، مؤمن در حال ترقی و پیشرفت است، رشد تقوایی و ایمانی می کند، در همه ی صفات و ویژگی های شایسته مؤمن نباید درجا بزند، کسی که دو روزش مانند هم باشد طبق آن حدیث معروف است ضرر کرده و مؤمن باید رشد و بالندگی داشته باشد و مؤمن باید دارای ثمر و میوه باشد، مردم باید از وجود مؤمن برکت ببرند و خیر ببرند، مؤمن اهل خیر و نیکی به دیگران است، مؤمن اهل انفاق است یا با زبان، یا با قلم، یا با دست، یا با مالش، یا با آبرویش برای خیر رساندن به مردم تلاش می کند و این است که شجره ی طیبه است که اصل آن ثابت است و فرع آن فی سما. امیدواریم ان شاءالله خداوند عالم ما را مصداق بارز این آیه ی شریفه قرار بدهد و خداوند آخر و عاقبت امر همه ی ما را ختم به خیر و سعادت و شهادت بگرداند.

اگر امنیت نباشد در کشور چیزی نداریم.

خطبه دوم

هفته ی نیروی انتظامی را گرامی می دارم، یاد و خاطره ی شهدای سرافراز و جان برکف این نیروی عزیز را گرامی می دارم و به روح بلند آن ها سلام و درود می فرستیم. تلاش ها، زحمات و فعالیت های ارزش